محمد يار بن عرب قطغان
199
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
خواقين سمرقند بنابر التماس آن پادشاه كه به جمعيتى بيرون از حيّز چونوچند « 1 » ، در ماه رجب سال مذكور به تسخير شهر سبز لواى مخاصمه « 2 » افراختند و دور آن قلعه را چون حوادث روزگار طبلها « 3 » فرو كوفته ، خسرو سلطان را محاصره داشتند . ( مثنوى : ) چو بار دگر « 4 » شاه خسرونشان * گرفت اينچنين قلعهاى را چنان ابو الخير سلطان از آن روى تافت * به ملك « 5 » سمرقند و خلق « 6 » خجند هم از اندگان و هم از تاشكند * . . . « 7 » سوى قلعهء كش نهادند روى * گروهى سراسر همه فتنه جوى و چون خبر تحصين خسرو سلطان به سمع صاحبقران سكندرنشان رسيد ، نزد والى بلخ دين محمد سلطان كس فرستاده ، از اين حادثه او را آگاه گردانيد و در موضعكش كه محل ميعاد بود ، دين محمد سلطان به موكب « 8 » صاحبقران سكندرنشان ملحق گرديد و آن دو پادشاه جنگجوى پلنگخوى به اتفاق يكديگر و با سپاه نامور جهت خلاصى خسرو سلطان به صوب كش روى آوردند . اما « 9 » قبل از آنكه با مخالفان مقابل شوند ، در نواحى پل مزار « 10 » خبر رسيد كه دشمنان از اطراف و جوانب جنگ انداخته ، قلعهء كش را مسخر و مفتوح ساختند و خسرو سلطان را دستگير كرده ، بىتوقف و اهمال آن خسرو مشترى مثال را از پاى در انداختند . ( مثنوى : ) فلك را سرانداختن شد سرشت * نشايد كشيدن سر از سرنوشت القصه ، چون آن سلطان خسرونشان درجهء شهادت يافت ، يك خجستهاثر باقى گذاشت موسوم به اسفنديار سلطان .
--> ( 1 ) . س : « چند » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 2 ) . ت : مخلقى . ( 3 ) . ت : « طبلها » ندارد . ( 4 ) . س : ديگر ( 5 ) . س : ملكى ( 6 ) . ت : اقصى . ( 7 ) . س : بيت ناقص است . ( 8 ) . س : شوكت . ( 9 ) . س : با ( 10 ) . ت : ميرزا .